آشنایی با قلعه دختر لاور ساحلی / قلعه ای همزاد با فلک الافلاک
هادی اخلاقی: قلعه دختر لاور ساحلی از توابع بخش کاکی شهرستان دشتی از آثار ملی به ثبت رسیده است. این قلعه عظیم و شگفت انگیز با آن که یک اثر ملی محسوب می شود اما به دلیل رسیدگی نشدن به آن در آینده نه چندان دور به تلی از خاک تبدیل خواهد شد و جز نامی در کتاب ها چیزی از آن باقی نخواهد ماند
کد خبر :
1556
تاريخ
انتشار:
يكشنبه 9 اسفند 1388 | 1:28 AM
هادی اخلاقی:قلعهدختر لاور ساحلی از توابع بخش کاکی
شهرستان دشتی از آثار ملی به ثبت رسیدهاست. این قلعه
عظیم و شگفت انگیز با آن که یک اثر ملی محسوب می شود اما بهدلیل رسیدگی
نشدن به آن در آینده نه چندان دور به تلی از خاک تبدیل خواهدشد و جز نامی
در کتاب ها چیزی از آن باقی نخواهد ماند. این اثرارزشمند تاریخی
در ضلع شرقی جاده ساحلی بوشهر و مشرف به روستای لاور ساحلیدر ۸۲ کیلومتری
خورموج، مرکز شهرستان دشتی و ۱۱۰ کیلومتری بوشهر واقع شدهاست. برای دیدن
این قلعه لازم است حدود نیم کیلومتر در دل کوه های کمارتفاع و زیبای
ساحلی کوهنوردی کنید. اگرچه پس از دیدن آ ن ضمن تحسین عظمتو شکوه شگفتی
قلعه و ترک آن با دلی پر از حسرت و درد نه تنها از زحمتکشیده شده،
احساس پشیمانی نخواهید کرد، بلکه خاطراتی دلنشین را به ارمغانخواهید برد. اما بنا به دلایلی از جمله
ناشناخته ماندن، نداشتن راهدسترسی آسان، عدم تبلیغات و تخصیص نیافتن
بودجه های لازم تاکنون هیچبررسی، تحقیق، کاوش و یا حفاری علمی و
باستان شناسی روی آن صورت نگرفتهاست در حالی که به یقین
رازگشایی از رمز و رازهای این اثر بدیع و با شکوهگذشته، رمز و
رازهای بسیاری از گذشته و تاریخ پر شوکت و جلال این دیارآشکار خواهد
کرد. به دلیل نداشتن مدارک معتبر علمی
و عدم بررسی هایتاریخی و باستان شناسی اطلاعات خاصی از
این اثر در دست نیست و آن مقداراندک اطلاعاتی هم که موجود
است بیشتر آمیخته با افسانه و خیال پردازی هایعوامانه است که
بعضی از محققان محلی به تکرار و تدوین آن پرداخته اند درحالی که هیچ
گونه مدرک و شواهد تاریخی و علمی ارائه نکرده اند. محقق حبیب الله سعیدنیا در معرفی
این قلعه در کتاب تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی اش می نویسد: در لاورساحلی ۳ اثر باستانی قرار
دارد که ۲ تای آنها ۲ غار طولانی است که در بستهمانده اند و
دیگری قلعه دختر است که زمانی محل حاکمیت فرمانروایی به نامدختر بوده است.
ابتدای این ۲ غار از قلعه دختر شروع می شده، یکی به روستایزرین و دیگری
به روستای دیناور منتهی می شده است. در این نوشته،روستاهای زرین و دیناور بدون ذکر هیچ دلیلی و تنها براساس حدس و گمان،اسامی قدیمی روستاهای گلستان و لاور ساحلی عنوان می شود و از ذکر
هرگونهتوضیح و منبعی در ارتباط با حاکمیت فرمانروایی به نام
دختر، زمانفرمانروایی و تاریخ ساخت قلعه دختر خودداری می شود. تنها منبعی کهدر این میان به آن استناد شده است «جغرافیای تاریخی فارس» تالیف «پاولشواتس» است که محققی به نقل از آن می نویسد: «دشتی» در زمان ساسانیان
یکیاز مناطق وسیع گرمسیرات فارس بوده است، یکی از نواحی این ولایت اغرستان
ومرکز آن خرمق بوده که به احتمال، خرمق همان خورموج امروزی است که مرکزشهرستان دشتی است. همچنین در ساحل ولایت اردشیر از روستایی به نام الار
یاگولار نام برده شده و ملکه قدرتمندی در آنجا مستقر بوده که به دست
اردشیرساسانی به قتل رسیده است. وی می نویسد: به احتمال، بنا به
شباهت اسمی ونزدیکی مکانی، آن آبادی با آبادی های لاور و کبگان در
ساحل خیلج فارسمطابقت داشته است. آن طور که از برخی مستندات برمی
آید: طبری ازدوران ورود اعراب از استانی به نام کوچران بر ساحل اردشیر
و در آن ازروستایی به نام الار نام می برد. ظاهراً آنجا مقر ملکه ای
با سطوت بوده کهاز سوی اردشیر اول ساسانی به قتل رسیده
است. البته محققی یکی بودن الار یالاور را بلافاصله مورد
تردید می داند و می نویسد: امروز در ساحل شمال مصبرود مندآبادی
های لاور و کنگان در کنار هم قرار گرفته اند اما جز شباهتاسمی و نزدیکی
مکانی قرینه ای در دست نیست که بتوان آن را یکی دانست. بدینترتیب نیز بیش
از آن که سندی علمی و معتبر در ارتباط با فرمانروایی شاهدختر ارائه شود
به عبارتی به نقل از افراد مطلع محلی اکتفا می کند. آنچهاکثر محققان
محلی که تعدادشان البته به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد بهبیراهه کشانده
است و ادعایی باطل را تکرار کرده اند، اطلاق نام «دختر» بهقلعه است. آنها
به اشتباه پسوند «دختر» را برای قلعه به شاه دختری نسبتداده اند که
روزگاری نامعلوم بر این منطقه و قلعه حکمرانی می کرده است ایندرحالی است که عنوان«دختر» نه نامی خاص که عام بوده است و بر بسیاری ازقلاع و پل ها و اماکن و تاسیسات تاریخی اطلاق می شده است و هیچ ارتباطی
بازن حاکم یا غیر حاکمی نداشته است. در کتاب «خاتون هفت قلعه» آمدهکه: در تاریخ، دختر یا زنی که تعمد به ساختن ابنیه ای از اکناف ایران
صورتداشته باشد نداریم جز تعمیر پل دختر میانه از سوی شاه بیگم دختر محمد
بیگموصل. مشخصات ابنیه دختر به شکل زیر این چنین است: همه بر بلندی ها و
نقاطصعب العبور قرار دارند. اغلب بنای مربوط به قبل از اسلام و بخصوص عهدساسانی را دارا است. قلاع دفاعی معتبر دارد. با این اوصاف حتی اگردر چنین قلعه هایی مراسم عبادی نیز برگزار می شده است نام دختر نمی
تواندبا انجام مراسم عبادی ونیایش الهه آب ارتباطی داشته باشد.
اگرچه می تواناظهار داشت از آنجا که مردم برای الهه آب
ارزش و احترام خاصی قایل بودهاند از نام او برای نام
گذاری اماکن مختلف و حتی اشخاص استفاده می کردهاند. راقم این سطور علاوه بر فرض فوق
نظریه اختصاصی دیگر دارد کهبا معنای دختر و نوع کاربری چنین ابنیه
هایی سنخیت و تناسب بیشتری دارد ومعتقد است که این نظریه می
تواند تا حدود زیادی از اطلاق نام دختر بر چنینمکان هایی
رازگشایی کند. در فرهنگ معین علاوه بر معنی
متداول دختر یعنی دوشیزه، معانی دیگری از جمله روزگار و حادثه نیز برای آن ذکر شده
است. اطلاقنام دختر به
احتمال زیاد نشان دهنده این بوده است که چنین بناهایی از چناناستحکامی برخوردار است که از گزند روزگار و توفان حوادث در امان خواهدماند. لذا می توان اظهار داشت ساخت چنین قلعه هایی در ارتفاعات و در کنارصخره ها نه به منظور نیایش بلکه برای استحکام و قدرت دفاعی و عملیاتی
آنبوده است تا بتواند در برابر حملات احتمالی دشمن مقاومت کند و براحتیتسلیم نشود. قلعه دختر لاور ساحلی نیز در
ارتفاعات ساخته شده است و۳طرف آن نیز صخره هایی قرار گرفته اند که
دسترسی به آن را غیر ممکن میکرده است. این بنا که ساخت
آن به عصر ساسانی بر می گردد به اعتقاد نگارندهرابطه مستقیم و
تنگاتنگی با بندر مهم، استراتژیک، تجاری و تاریخی «نجیرم» داشته ا ست و به احتمال
فراوان در قرون سوم و چهارم (هـ.ق) با بروز زلزلهدر سیراف و از
رونق افتادن ۲ بندر مهم تجاری اواخر ساسانی و اوایل اسلامییعنی «سیراف» و
«نجیرم» و همچنین طغیان رودخانه مند این قلعه نیز کاراییخود را از دست
داد و به مرور زمان رو به ویرانی گذاشت. بندر نجیرم،یکی از بندرهای مهم خلیج فارس بوده است که در مسیر جاده ساحلی ابریشم
قرارداشته است. جاده ساحلی ابریشم از سواحل جنوب شرقی آسیا شروع و پس از
گذشتناز سیراف و نجیرم و همچنین بندرهای مهمی چون سی نیز،
جنابه و مهرویان بهبصره می رسیده است. این بندر مهم بنا به
نوشته مورخان، جهانگردان و جغرافیدانان بزرگی چون حمدالله
مستوفی، مقدسی، اصطخری، ابوحوقل، ابن بلخی و ...،در شمال رود سکان (مند) قرار داشته است و
طبق نوشته این جهانگردان این رودکه در میان سیراف و نجیرم
قرار داشته است در جنوب نجیرم به دریای پارس (خلیج فارس) می ریخته است. بندر نجیرم علاوه بر قرار گرفتن
در مسیرجاده ساحلی ابریشم، نقش ارزنده ای در اقتصاد بازرگانی
دریایی ایران درروزگار ساسانی و اوایل اسلامی داشته است.
این بندر همچنین به وسیله راهکاروان رو از طریق قنطره
(حوالی روستای درویشی از توابع بخش شنبه و طسوجشهرستان دشتی
در استان بوشهر) به فیروزآباد و بیشاپور دو پایتخت ساسانیانارتباط داشته
است. پروفسور نبی پور در مورد این
بندر می نویسد: اینبندر به عنوان بندری میانه در مسیر جاده
ابریشم و مسیر انتهایی کاروان روایالت مرکزی فلات ایران،
دارای اقتصاد بازرگانی با توان بالای داد و ستدبوده است. بندر
نجیرم به عنوان پشتیبان سیراف نقش بارانداز کالاهایآفریقای شرقی،
جنوب شرقی آسیا و اقیانوس هند و دریای عمان، نقش ایفا میکرد. با توجه به کشف بخشی ازمعابر
بندر گم شده نجیرم در حوالیروستای زیارت ساحلی فعلی در ضلع شمالی
مصب رودخانه مند از سوی تیمتحقیقاتی پروفسور نبی پور در سال ۱۳۸۲ شمسی می توان
به یقین اظهار داشت کهفلسفه ساخت و استفاده این قلعه ارتباط
مستقیمی با این بندر داشته است. وقتی این احتمال به واقعیت نزدیک تر می
شود که بدانیم دیواری عریض از جنسساروج و به عرض بیش از یک
ونیم متر در امتداد ساحل از حدود زیارت به سمتلاور ساحلی
کشیده شده است. این دیوار که امروزه بخش اعظم آن در زیر رسوباتساحلی مدفون است به نظر نگارنده دیواری محافظتی بوده است که شهر نجیرم
رااز دسترس دشمنان و یا به عنوان سدی شهر را در برابر آب دریا محافظت میکرده است. این احتمال هم وجود دارد که
نجیرم نه یک شهر متمرکز کهمجموعه ای از چند آبادی ساحلی بوده باشد
که در کنار هم نجیرم نامیده میشده است. یافته های
باستانی که به صورت پراکنده و تصادف در دو دهه اخیر ودر حفاری های
خانگی مانند ساخت و ساز، حفر چاه ها و ... در روستاهای لاورساحلی، کبگان و
گلستان از دل خاک بیرون آورده شده اند می تواند دلیلی براین مدعا باشد. به هر حال قلعه دختر لاور ساحلی
در شمالی ترین نقطهاین شهر و یا محدوده قرار داشته است و با
توجه به قراین و شواهد موجود ۳کاربرد که مکمل هم هستند می توان برای آن متصور بود.
* نقش دیده بانی جانماییاین قلعه به
گونه ای است که در نقطه کور ساحل و بر روی کوه های کم ارتفاعساحلی که شیب
کمی روبه دریا دارند ساخته شده است و با آنکه از داخل قلعهمحدوده ای نیم
دایره شکل به شعاع چند کیلومتر کاملاً تحت نظر باشد به گونهای که بدون چشم
مسلح کوچکترین حرکتی بویژه از سمت دریا قابل رؤیت و ردیابیاست اما عکس آن
قلعه از پایین دست و از سمت دریا در معرض دید نیست. اینچشم انداز چنان
تصویری شگفت انگیز و بدیع را به وجود می آورد که برای هربینده ای می
تواند خاطره انگیز باشد و او را به شوق و شگفتی و تحسینوادارد. چنین جانمایی به افراد درون قلعه
کمک می کرده است کوچکترینحرکت های احتمالی تا فاصله چند کیلومتری
از ساحل را زیر نظر داشته باشد.
* نقش تدافعی این نقش محتمل ترین نقشی است که
می توان برای چنین قلعه مستحکم و نفوذ ناپذیری متصور بود. قلعهبه گونه ای
طراحی و ساخته شده است که ۳ طرف آن صخره های غیرقابل دسترسیقرار گرفته است
و طرف دیگر آن نیز به کوه های کم ارتفاع منتهی می شده استکه عبور از این
سمت نیز به راحتی امکانپذیر نبوده است. قلعه هم از لحاظ طبیعی و هم از حیث
نوع مصالح و طراحی آن از استحکام کافی برخوردار بوده است.
درچهار گوشه قلعه
چهار برج قرار داشته است. این چهار برج به وسیله دالانهایی با
دیوارهایی به عرض بیش از یک متر به هم ارتباط داشته اند. درحال حاضر فقط
دیوار ضلع غربی به همراه ۲ برج جنوب غربی و شمال غربی آنسالم مانده است
و دیوار ضلع شمالی که نیمه سالم است در خطر ریزش کامل قراردارد. در دیوار غربی قلعه همچنین سوراخ
هایی زوایه دار تعبیه شده اند که از آن برای تیر اندازی استفاده می شده است.
* نقش پشتیبانی نقش پشتیبانی تکمیل کننده دو نقش
و کاربردهای دیگر این قلعه بوده است. درمواقع جنگ و
درگیری افراد درون قلعه می توانستند از آنجا به نیروهای درونشهر و ساحل کمک
برسانند و آنها را در برابر دشمن حمایت، تقویت و پشتیبانیکند.
* معماری قلعه با توجه به میزان بالای تخریب اتاق
ها ودیوارها و همچنین عدم بررسی کاوش دقیق علمی و باستان شناسی نمی توان بهطور قطع و یقین در مورد معماری آن سخن گفت اما آنچه از همان خرابه ها
بهچشم می آید این است که قلعه از سنگ های تراش خورده وهم اندازه از جنسساروج ساخته شده است. موقعیت و معماری این قلعه بی
شباهت به قلعهفلک الافلاک خرم آباد نیست با توجه به
خرابه های موجود به نظر می رسد اینقلعه نیز هم چون قلعه فلک
الافلاک دارای ۲ حیاط مجزای غربی و شرقی بودهاست. در هر قسمت اتاق های متعددی وجود
داشته است که بیشتر آنها در قسمت غربی قرار داشته است. از این ۲ آب انبار که کاملاً سالم
مانده اند برای ذخیره و نگهداری آب استفاده می شده است. در ضلع غربی قلعه نیز آبراهی
قرار دارد که در نهایت به یک سد ساروجی منتهی می شود. آباین سد را از
طریق یک دالان دست ساز که در دل غربی ترین قسمت این رشته کوهکنده شده، به
دشت وسیعی که این رشته کوه را به ساحل زیبای خلیج فارس وصلمی کند هدایت
می کردند. این دالان در دو طبقه ساخته شده
است کهقسمت زیرین آن به علت جریان آب حالت طبیعی خود را از دست
داده است اماطبقه فوقانی آن که حالت اولیه خود را حفظ کرده است و هنوز
جای تیشه هایسازندگانش به خوبی مشخص است بیننده را به یاد دالان های
کلات یا آتشکدهمند که در چندکیلومتری این قلعه قرار
دارد می اندازد. در سمت دیگردالان نیز سکوی نسبتاً وسیعی قرار گرفته است که کارکرد آن چندان مشخص
نیستبا این حال می توان دو احتمال را برای آن در نظر گرفت. اول این کهاین سکو در حکم
دیوار دفاعی در پایین دست قلعه ساخته شده است که دسترسیافراد عادی و
مهاجم را به دالان و قلعه سخت تر می کرده است و دوم آنکه ازاین سکو برای
انجام مراسم خاص مانند نیایش، سان و ... استفاده می شده است. متاسفانهبرای حفظ،
معرفی و رازگشایی این اثر ارزشمند تاریخی تاکنون هیچ اقدامی ازسوی مسئولان میراث فرهنگی استان صورت نگرفته است و لازم است که با
برنامهریزی و تخصیص بودجه کافی هم برای انجام کاوش های علمی و
باستان شناسی و همبرای حفظ این قلعه باشکوه تلاش مضاعفی
صورت گیرد و از تخریب کامل آنجلوگیری شود.
مربوط به :
آشنایی با قلعه دختر لاور ساحلی / قلعه ای همزاد با فلک الافلاک
اقاي اخلاقي اين قلعه به علت دست نخوردن وبكر ماندن به قلعه دختر معروف شدند كه دركشور هم كم نيستند.دست شما درد نكند اقاي اخلاقي عزيز.